يحيى دولت آبادى

79

حيات يحيى ( فارسى )

از طرف آذربايجان بعثمانيان اجازه داده‌اند آن مملكت را موقتا اشغال نمايند عثمانيان هم بىمحذور وارد خاك ايران شده تا نواحى زنجان پيش رفته‌اند و اگر تصادف با قشون انگليس نميكردند از رفتن بتهران هم دريغ نميداشتند و خيالى را كه دو سال پيش در سر داشتند از رفتن بتهران از راه همدان و افتادن بغداد مانع اجراى آن شد از طرف آذربايجان انجام ميدادند . اما اين خيالات را عثمانيان به روى خود نياورده در جواب تعرضهاى ايرانيان در داخل و خارج ميگويند قشون‌كشى بآذربايجان براى مصالح نظامى است و مقصد تجاوز به خاك ايران نيست بلكه اين مقدمه و وسيله تشكيل يك دولت اسلامى است در حدود قفقاز و پس از موفقيت به آن مقصد خاك ايران تخليه خواهد شد آلمانها هم اين عنوان را تصديق ميكردند شايد هم مايل باشند كه واقعيت داشته باشد اما بديهى است ميان خيالات آنها با خيالات عثمانيان فاصله بسيار است . و ديگر از يك پا در ميان تازه كه در اوضاع ايران شمالى و قفقاز مدخليت دارد سخن برانيم و آن نهادن نام آذربايجان است بر سر قسمتى از تركستان و قفقاز شرح واقعه آنكه جمعى از مردم قفقاز كه با عثمانيان مربوط بوده‌اند به خيال افتاده حكومت اسلامى قفقاز را حكومت آذربايجان بنامند و شهر بادكوبه را مركز آن قرار بدهند و اگر در آتيه موفق شدند كه آذربايجان ما را جزو آن حكومت بنمايند همه بيك نام خواهد بود بديهى است دولت عثمانى هم كاملا با اين تدبير همراه بوده ولى چون ايرانيان از داخل و خارج اعتراض كردند بچه مناسبت قسمتى از قفقازيه اين نام را براى خود برگزيده است دولت عثمانى اظهار بيخبرى كرده قول ميدهد آنها را از برگزيدن اين نام ممانعت نمايد اما اثرى بر اين قول مترتب نشده اوراق رسمى با علامت جمهورى آذربايجان منتشر و نمايندگان به همين نام به اطراف ميفرستند . بالجمله آذربايجان از طرف قشون عثمانى اشغال و روابط آن ايالت با مركز تهران منقطع ميگردد و هم عثمانيان در تأسيس دولتى بنام آذربايجان در بادكوبه سعى نموده طولى نميكشد كه با جديت مردم آنجا كارى از پيش برده تشكيلاتى ميدهند خصوصا بعد از جنگ شديدى كه قشون عثمانى و آذربايجان جديد در شهر بادكوبه